خاک انداز
  • خاک انداز ( پنجشنبه 6/4/1387 :: ساعت 11:12 صبح)


     کار


    گفت: «کار پيدا کردم. مي خواهم بروم سرکار»


    گفتم: «بگذار بچه کمي بزرگتر شود، بعد»!


    گفت: «نمي توانم. پس من چه؟ آن قدر در خانه بمانم تا بپوسم»؟


    گفتم:« آخر الان بچه مان خيلي کوچک ...»


    گفت:«داري بهانه مي آوري. نمي تواني پيشرفت اجتماعي مرا ببيني. چه شده؟ تو که هميشه ادعا داري مدافع حقوق زنان هستي»؟


                                                                                  *** 


    مدتي است رفته سرکار.صبح تا ظهر در پارکينگ يکي از فروشگاه هاي زنجيره اي، قبض پارکينگ به ماشين ها مي دهد!


     و هر چه درمي آورد خرج هزينه هاي مهدکودک مي شود.





    ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
    [25/5/1387- 7:51 ع] تولد يک سالگي
    [24/4/1387- 11:25 ص] دو تا چشم سياه داري بازم نمي بيني؟!
    [6/4/1387- 11:12 ص] کار
    [3/4/1387- 9:37 ع] ميلاد مبارک
    [11/3/1387- 10:25 ع] آبيدر(نام کوهي است)
    [3/3/1387- 8:36 ع] پرانتز ...بسته
    [27/2/1387- 5:9 ع] چسب دوقلو
    [16/2/1387- 10:33 ع] چشم هايش
    [6/2/1387- 4:25 ع] صاحبخانه
    [آرشيو شده ها]