| | | |
| خاک انداز ( پنجشنبه 6/4/1387 :: ساعت 11:12 صبح)
گفت: «کار پيدا کردم. مي خواهم بروم سرکار» گفتم: «بگذار بچه کمي بزرگتر شود، بعد»! گفت: «نمي توانم. پس من چه؟ آن قدر در خانه بمانم تا بپوسم»؟ گفتم:« آخر الان بچه مان خيلي کوچک ...» گفت:«داري بهانه مي آوري. نمي تواني پيشرفت اجتماعي مرا ببيني. چه شده؟ تو که هميشه ادعا داري مدافع حقوق زنان هستي»؟ مدتي است رفته سرکار.صبح تا ظهر در پارکينگ يکي از فروشگاه هاي زنجيره اي، قبض پارکينگ به ماشين ها مي دهد! و هر چه درمي آورد خرج هزينه هاي مهدکودک مي شود. | ||
| | ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ | |
| [25/5/1387- 7:51 ع] تولد يک سالگي [24/4/1387- 11:25 ص] دو تا چشم سياه داري بازم نمي بيني؟! [6/4/1387- 11:12 ص] کار [3/4/1387- 9:37 ع] ميلاد مبارک [11/3/1387- 10:25 ع] آبيدر(نام کوهي است) [3/3/1387- 8:36 ع] پرانتز ...بسته [27/2/1387- 5:9 ع] چسب دوقلو [16/2/1387- 10:33 ع] چشم هايش [6/2/1387- 4:25 ع] صاحبخانه [آرشيو شده ها] | ||